رهبری پیشرفته، شیوه تفکری خلاقانه

Moss Kanter در کتاب جدید خود “Think Outside the Building ” رهبران را به شیوه تفکر خلاقانه تشویق کرده است، او می‌گوید رهبران برای اینکه به رهبری نوآور و موفق تبدیل شوند، نیازمند تفکرات خلاقانه هستند. گاهی اوقات، تفکرات خلاقانه بلندپروازانه به نظر نمی‌رسند، به همین علت هیچگونه نوآوری از طریق آنها رخ نمی‌دهد. او در کتاب جدیدش رهبران سازمان‌ها را به یادگیری روش‌هایی برای افزایش خلاقیت تشویق کرده است.

استادش که پروفسور Ernest L. Arbuckle  در حوزه مدیریت بازرگانی دانشگاه هارواد است.  سال‌ها در HBS به تحقیق و تدریس پرداخته است، در حال حاضر کتاب جدید خود را تحت عنوان ” Think Outside The Building “به جهان عرضه کرده است.

Sean Silverthorne می‌گوید: ” همگی ما با تفکر خلاقانه آشنا هستیم و می‌دانیم این طرز تفکر منجر به خلق نوآوری می‌‌شود. اما چه نوع تفاوتی بین این نوع تفکر و تفکری که در کتابتان به آن اشاره کرده اید، وجود دارد؟”

Rosabeth Moss Kanter در پاسخ می‌گوید: ” از جمله تفاوت‌های موجود می‌توان به قدرت نوآوری ذکر شده در کتاب اشاره کرد. روش تفکر خلاقانه شروع خوبی برای آغاز شیوه تفکر نوآورانه است. اما برای آن که به خلاقیت بیشتری دست پیدا کنیم، به تفکر و تلاش بیشتر در این  زمینه نیازمند هستیم، که در کتاب به برخی از شیوه‌های تفکر خلاقانه به صورت عمیق اشاره شده است.

در واقع شما در این کتاب با بخش به بخش تفکر عمیق بر مبنای ساختمان سازی نوآورانه در حوزه رهبری آشنا می‌شوید. و این کتاب از طریق ارائه تفکرات خلاقانه ای  که به صورت  داستان پردازی و قصه گویی به آن‌ها پرداخته شده، به شما راهنمایی‌هایی در زمینه شیوه رهبری نوآورانه ارائه می‌دهد. و احتمالا به شما در دستیابی به نتایج بهتر در حوزه رهبری پیشرفته و خلاقانه کمک‌های بسیاری خواهد کرد. “

Silverthorne در پاسخ به او می‌گوید: ” آیا شما می‌گویید برای آن که به خلاقیت و نوآوری دست یابیم باید توانایی داستان سرایی و قصه گویی هم داشته باشیم؟”

Kanter می‌گوید: “رهبران موفق  قصه گویان خبره ای هستند. آن‌ها می‌توانند از دیگران الهام بگیرند و از طریق تلفیق گذشته و آینده روایت‌های جذابی را خلق کنند. گاها آن‌ها از داستان‌ها و تجارب بقیه الهام می‌گیرند و تغییرات جذاب و خلاقانه ای را ایجاد می‌‌کنند. گاهی آن‌ها از طریق قصه گویی به تغییر گذشته می‌پردازند، تا بدین صورت بگویند تغییر قابل دستیابی است.  او، در ادامه می‌گوید اینکه بدانی چگونه داستانی عالی را بازگو کنی می‌توانی به خلق امید کمک کنی. رهبران پیشرفته و موفق از داستان گویی برای نمایش هرآنچه مناسب مخاطبانشان است، بهره می‌برند.

به نوعی می‌توان گفت رهبران موفق همچون راهنمایانانی هستند که مسیر امید را به مخاطبان نشان می‌دهند و آن‌ها را به سوی این مسیر مطمئن فرا می‌خوانند. آن‌ها می‌دانند برای آن که تغییر میسر شود، نیازمند کسب اعتقاد مخاطبانشان هستند. نوآوری و خلاقیت با عدم اطمینان همراه است، به همین علت رهبران برای ترغیب مخاطبانشان به تفکر خلاقانه به داستان سرایی نیاز دارند. هنر اصلی یک رهبر تشویق مردم به ماجراجویی در سرزمین ناشناخته‌ها و تفکر خلاقانه است.”

وی در ادامه می‌‌گوید: “تماشای مقاومت در برابر تغییر برایم محسور کننده است. و  از داستان کارول هالکوئیست، مدیر اجرایی خوش ذوق حوزه آموزش عمومی می‌گوید. کارل تمایل زیادی به پیشرفت در حوزه کاری خود داشت اما اغلب نادیده گرفته می‌‌شد. زمانی که او شیوه داستان سرایی خود را در حوزه تجاری اش تغییر داد، با نظرات و نتایج بهتری هم مواجه شد.”

Silverthorne می‌گوید: “آیا شما به مهارت مهم دیگری که همان تیم سازی و یک پارچه سازی اعضای گروه است، اشاره نمی‌کنید؟”

Kanter می‌گوید: “من از رهبران می‌خواهم طبق قانون سه عامل تغییر زندگی کنند. این قانون می‌گوید رهبران باید در هر شرایطی، با سه گروه سهامداران و مبتکر، و گیرنده‌ها نشست و برخواست کنند. در واقع سه گروه دوست، دشمن و افراد خنثی، و اینکه رهبران بدانند فردی که با او جلسه دارند در کدام دسته قرار دارد، به آن‌ها کمک بزرگی می‌کند.

در ابتدا مشخص کنید چه افرادی  ابزارهای قدرت مورد نیاز شما را دارند. (افراد مبتکر) این گروه منابع، اطلاعات، تخصص، حمایت و مشروعیت را در اختیار دارند، سپس شما می‌توانید آن‌ها را به سرمایه گذاری با خود ترغیب کنید. این گروه در خنثی سازی مخالفان و پاسخگویی به منتقدان هم بسیار کمک کننده هستند. مهارت قانع سازی، مهارتی ضروری و مهم است،  زیرا شما به عنوان یک رهبر پیشرفته می‌توانید از این مهارت به نفع خود بهره ببرید.

یکی از اشتباهاتی که برخی از رهبران مرتکب انجام آن می‌شوند این است که سرمایه گذاران، مشاوران و قهرمانان را برای سرمایه گذاری با خود ترغیب می‌کنند، اما بعد آن‌ها را بخاطر رقابت با رقبایشان نادیده می‌گیرند. این اشتباه باعث از دست دادن علاقه متحدان اولیه شان به سرمایه گذاری با آن‌ها می‌شود، حتی ممکن است شما، آن‌ها را به سمتی که رقیبتان شوند سوق دهید. پس حتما در حین برنامه ریزی‌های شغلی خود به این مسئله توجه داشته باشید. “

Silverthorne: “از جناب کارتنر می‌خواهد درباره قانون کارتنر توضیحاتی ارائه دهد.”

Kanter می‌گوید: ” قانون کانتر به این مسئله اشاره دارد که هرچیزی در نهایت منجر به شکست می‌شود. رهبران نمی‌توانند یک پروژه را  راه اندازی کنند و تصورشان این باشد که همه چیز طبق برنامه پیش برود و آن‌ها 100% موفق شوند. مخصوصا اگر به تازگی در حوزه رهبری و مدیریت وارد شده اید، باید حتما این قانون را در نظر داشته باشید.

رهبران باید به طور مداوم در حوزه شغلی خود به برنامه ریزی بپردازند، چالش‌های مختلف را بررسی کنند، مقدمات و اصول‌های در نظر گرفته شده را بازبینی کنند، انعطاف پذیر باشند و همچنان قدرت را در دست خود نگه دارند. اما گاهی ممکن است در هر یک از مراحل فوق خطایی رخ دهد و پروژه آن‌ها با شکست مواجه شود. در اینجا قانون کانتر به کمکشان می‌آید، در اینجا رهبران می‌توانند به خود یادآوری کنند، شکست بخشی از پروسه موفقیت آن‌ها بوده است. در اینجا می‌توانند قدرتمندانه تر برخیزند و از طریق ایجاد تغییر در مهارت داستان سرایی و برنامه‌های خود دوباره تلاش‌هایشان را از سر بگیرند.

در اینجا تفکر نوآورانه همان چیزی است که به کمک رهبران می‌آید و آن‌ها را در رسیدن به مقصد درست یاری می‌رساند. سبک رهبری پیشرفته به هیچ وجه از تلاش کوتاه نمی‌آید و همواره از چالش‌ها گذر کرده و به مرحله بعدی رهسپار می‌شود.  ریچارد فهی به کمک همکارش رابرت ساوودک خواهان آن بودند که انرژی مصرفی برق را به غرب آفریقا ببرند. اما مسیر این دو با چالش‌هایی همچون مسیر ناهموار، بیماری ابولا و غیره همراه بود. البته، این دو فرد از این چالش‌ها گذر کردند و سرانجام از طریق کسب اعتماد مشتریانشان به هدف نهایی خود رسیدند.”

Silverthorne می‌گوید: ” شما در کتاب خود بارها از رهبران موفق مثال‌ها و نمونه‌هایی ذکر کرده اید، آیا نقل قول جالبی درباره شیوه تفکر خلاقانه که برگرفته از سبک رهبری پیشرفته باشد، در ذهنتان دارید؟”

Kanter می‌گوید: “داگ راوچ، مدیر سابق Trader Joe’s، که Daily Table را به عنوان یک خرده فروشی مواد غذایی در شهرهای داخلی تأسیس کرد. او به من کمک کرد، توانایی سبک رهبری پیشرفته و خلاقانه را به وضوح ببینم.  او در مراحل ابتدایی سرمایه گذاری خود با مشکلات و چالش‌های زیادی مواجه شد، که همگی منجر به کاهش اعتماد به نفس او به خود و شک دائمی‌اش می‌شدند. اما او یک روز به خودش گفت: “این مسئله بخاطر من نیست.” بلکه بخاطر ماموریت و مردمی است که نیازمند این خدمت هستند. بنابراین، او از پای نیفتاد و همچنان برای دستیابی به هدفش تلاش کرد.

توصیه ای که می‌توان کرد این است، برای ایجاد تغییر در جهان به چیزی فراتر از خودتان فکر کنید. بدانید هدفی فراتر و بزرگتر از شما وجود دارد. رهبران پیشرفته به علتی فراتر از خود نیاز دارند، این علت می‌تواند منجر به افزایش انگیزه آن‌ها شود. علاوه بر آن مقداری فروتنی هم نیاز است، تا رهبران بتوانند تفکر خلاقانه خود را گسترش دهند.”

Silverthorne می‌پرسد: “شما اغلب در کتابتان از اصطلاح “رهبری پیشرفته” استفاده می‌کنید. معنای آن چه است؟ “

Kanter می‌گوید: “رهبری پیشرفته” به رهبران بزرگ انگیزه ای برای ادامه می‌دهد.  در واقع، سبک رهبری آن‌ها هنگامی که به سودهای کلان، موقعیت اجتماعی عالی مرتبه و پیشرفت‌های دیگر می‌رسند،  ارزیابی نمی‌شود. “رهبری پیشرفته” چیزی فراتر از توسعه گروه‌های سازمانی و دستیابی به اهداف عالی مرتبه است. در واقع، رهبری پیشرفته سبک رهبری است که همواره رهبران را به سمت موفقیت و پیشرفت بیشتر سوق می‌دهد. این سبک رهبری، رهبران و مدیران را تشنه دستیابی به اهداف بیشتر نگه می‌دارد.

در سبک رهبری پیشرفته همواره مشکلاتی همچون تغییرات آب و هوایی، نابرابری‌های نژادی و جنسیتی، کمبود آموزش، خشونت‌های مختلف همچون خشونت با اسلحه، عدم برابر در  سلامت و غیره وجود دارند، اما رهبران هرگز درگیر آن‌ها نمی‌شوند و انگیزه خود را  از دست نمی‌دهند.  بلکه این مشکلات را با استفاده از تفکر خلاقانه حل کرده و فرصت‌های جدیدی در اختیار خود قرار می‌دهند. به همین علت، این رهبران می‌توانند سرمایه گذاری‌های تاثیرگذاری در جامعه ایجاد کنند. ”

Silverthorne می‌پرسد: “درباره ویژگی‌ها و خصوصیات رهبران پیشرفته برایمان بیشتر توضیح دهید؟”

Kanter می‌گوید: “یکی از ویژگی‌های مشترک  رهبران پیشرفته، انگیزه آن‌ها است. آن‌ها به واسطه انگیزه ای که دارند، تلاش می‌کنند. آن‌ها اهداف بزرگی برای خود یا سازمانشان تعیین می‌کنند، اهدافی  که تأثیرات اجتماعی قابل توجهی در جامعه، سازمان یا زندگی آن‌ها دارد. آن‌ها عمیقاً به پیروی و دستیابی به هدف گروه، شرکت، سازمان، جامعه یا کشورشان فکر می‌کنند. آن‌ها اغلب رویاهای بزرگی در سر دارند که دستیابی به آن‌ها غیرممکن است، اما باز هم برای رسیدن به آن تلاش می‌کنند. از دیگر ویژگی‌ها‌ی آن‌ها رویاپردازی در عین عمل کردن در راستای دستیابی به رویاهایشان است. رویای آن‌ها محرک اصلی آن‌ها است. رهبران پیشرفته هدف محور هستند، و در طول مسیر همواره تفکر خلاقانه دارند. آن‌ها از طریق به کارگیری ویژگی‌های فوق در نهایت به مقصد خود که همان هدفشان است، دست می‌یابند.”

منبع

 

نظری دهید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.